توی خواب و توی رويا ، رو دلم تو پا گذاشتی اينجا تو بيداری اما ، دلمو تنها گذاشتی ** اومدی قدم گذاشتی تو به آرومی تو دنيام به همون لطافتی که ، گم شدی تو خواب و رويام ** اومدی مثل پرنده ، روی بوم من نشستی دل من قفس نبود که ، پس چرا اونو شکستی ** اومدی مثل کسی که می تونست ترانه باشه واسه زنده بودن من ، بهترين بهانه باشه ** اومدی شدی کسی که تا هميشه بهترينه ولی افسوس که نموندی ، آخر قصه همينه ** اومدی مثل يه صوفی با نگاهی خيلی ساده حتی ذره ای نگاهت از سر چشام زياده ** اومدی مثل يه خورشيد با يه نور ارغوانی اما بی تو تنها موندم ، تو بهار نوجوانی
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط محمد |