ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفائی
رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی
ای که بی تو تک و تنهام توی غربت سردی
میدونم بر نمیگردی شدی همرنگ دورنگی
همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود
چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود
راستی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو
واسه من بردی گذاشتی التهاب لحظه هاتو
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوائی
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط محمد |