نمي دانم درنگاه زيبايت چه نهفته است كه اينگونه
مرا ديوانه خود كرده اي
نمي دانم درطلوع زيباي لبخندت چه رازي است كه
مرا شيفته خود كرده اي
نمي دانم درچشمانت چه نشانه اي است كه
مرا وادارميكند كه دوستت بدارم
نمي دانم درسخن هاي با معنايت چه حكايتي است كه
مرا اسيرخودكرده اي
نمي دانم چه چيزي درافكارت مي گذردكه
عقل وانديشه ام ازآن عاجزاست
فقط ميدانم
باتمام وجوددوستت دارم و خواهم داشت
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط محمد |